خارج از فضاهای آموزشی، سازمانهای اجتماعی نیز حکم صادر میکنند که "زنان هوشمند" برای مردان جذاب نیستند . این باور حاکم بر بسیاری از فرهنگهاست. به همین دلیل زنان خود تمایل به "پنهان ساختن دانایی" شان و کتمان تواناییهایشان دارند. به شکلی هوشمندانه، کدهای غالب بر گفتار و رفتار زنان، اغلب مردان را باهوشتر و داناتر نشان میدهد. به زنان نصیحت میکنند که سوال بپرسند (به این طریق مردان داناتر به نظر خواهند رسید) از نظر مردان پیرون کنند، و از مردان در جمع انتقاد نکنند (Spender, 1980 ( .
ویرجینیا ولف، نویسنده انگلیسی به هنگام نوشتن از زنان این نکته را این گونه شرح داد:"تمام قرنهایی که گذشت همچون آینهای جادویی بود که چهره مردان را دو برابر اندازه واقعی اش نشان میداد." (ولف، 1982) . هرچند این امر را گاهی همدستی بین کسانی میدانند که بر حق زنان در جهت استفاده از تمام تواناییشان اصرار دارند و معتقدند باید برای دستاوردهای زنان ارزش و اعتبار قائل شد (Jeffrey & Basu,1996) .
بعد از انقلاب اطلاعات، در بعضی کشورها نشانههایی پدید آمد مبنی بر اینکه زنان باید برای تحقق کامل تواناییهای بالقوه و همچنین قدرت خلاقه و قابلیت ذهنی شان آزاد باشند، زیرا تواناییهای آنان منبع سرمایه به حساب میآید (Spender,2001).
ناتوانی
واژه ناتوانی بر معلولیت جسمی، و ذهنی اطلاق میگردد. واژهای محدود کننده است که نشان میدهد باید در راستای رفع آن تلاش شود. ناتوانی نشاندهنده نقص است و میتواند بسیاری از فرمهای تبعیض را موجه جلوه دهد. برای مواجهه با معانی منفی ناتوانی، واژه "توان باوری" (Ableism) و واژه "توانمندی به شکلی متفاوت" را ارائه کردهاند که نشان میدهد دامنه تواناییها در انسانها بسیار گسترده است.
سیاست اجتماعی که بر مدار برابری حرکت میکند از رشد کامل توانایی در هر فرد حمایت میکند، به عنوان مثال از تمرینها و ابزارهایی چون کتابهایی با چاپ درشت، نرمافزارهایی که با صدا فعال میشوند و دیگر امکانات فیزیکی استفاده می کند تا به همه اجازه دهد با کمک ابزار مورد نیازشان محیط پیرامونشان را بسازند.
انقلاب اطلاعات همچنین موقعیتهای جدید در اختیار کسانی قرار می دهد که دارای توانمندیهای متفاوت هستند تا آنها نیز بتوانند کار با رایانه را یاد بگیرند و از آن اسنتفاده کنند.