عوارض سقطجنین پر خطر
سقطجنین پر خطر یک مشکل جهانی با تاثیرات بیشمار بر زندگی و سلامت زنان به خصوص در کشورهای فقیر و کمتر توسعه یافتهای ست که محدودیتهای قانونی حاکم بر سقط جنین در آنها جدیتر اعمال میگردد. نرخ مرگ و میر ناشی از سقطجنینهای پرخطرـ آنهایی که به خاطر قوانین یا سیاستهای محدودکننده دسترسی زنان به خدمات ایمن و قانونی، توسط خود زن یا به طور زیرزمینی صورت میگیردـ بسیار بالاتر است از مرگ و میر ناشی از سقطجنینهای قانونی که توسط متخصصین آموزشدیده و در شرایط سالم و بهداشتی انجام میشود. در شرایط ناامن میزان مرگ ومیر بین 15 تا 300 مرگ در هر 100000 سقط است (Roysteon AND Armstrong, 1989). در مقابل میزان مرگ و میر ناشی از سقط جنینی که در شرایط امن صورت میگیرد 4/1 مرگ در هر 100000 سقط است. سازمان بهداشت جهانی تخمین میند هر ساله در اثر سقطجنینهای پرخطر بیش از 100000 زن در جهان جان خود را از دست میدهند. و چون این مرگها معمولا گزارش داده نمیشوند، رقم واقعی میتواند بسیار بیشتر باشد.
در نتیجهء سقطجنین پرخطر بسیاری از زنان دچار مشکلات مزمن و شدیدی مانند عفونت دستگاه تناسلی، از دست دادن امکان باروری مجدد، و آسیبهای شدید روحی و جسمی می شوند. شکایت از افسردگی، ضعف و تنهایی در زنان بعد از سقطجنین یسیار زیاد است، به خصوص اگر از حضور مشاوری دلسوز، حمایت قانون، و یا هر نوع روش مدیریت درد پس از سقط محروم شوند. زنان جوان، فقیر و کمسواد بیشترین آسیب را از قوانین محدودکننده سقطجنین خواهند دید، و بیشترین رنج از آن زنان کشورهای فقیر خواهد بود.
در کنفرانی بینالمللی سازمان ملل درباره جمعیت و توسعه که در سپتامبر 1994 در قاهره برگزار شد، در توافقنامهای که به امضاء 184 کشور رسید، سقطجنین پرخطر اینگونه تعریف شد " یکی از مسائل اصلی سلامت عمومی". اگر چه هیچ پیشنهاد خاصی مبنی بر رفع محدودیتهای حاکم بر سقط جنین ارائه نشد اما سازمانهای دولتی و غیردولتی تشویق شدند که "تعهدشان به حفظ سلامت زنان را بیشتر کنند" و "به کاهش تاثیرات سقطجنین پرخطر بپردازند."
از دیگر نگرانیهای مقامات بهداشت و سلامت، هزینه درمان زنانی است که سقطجنین پرخطر داشتهاند. این درمانها کار فراوان میبرد و اغلب بیفایده است و تنها بار مالی سنگینی است بر دوش بودجه درمانی که هماکنون نیز بسیار کمتر است از آنچه باید باشد.
توازن بهداشت و سلامت زنان
با وجود افزایش مشروعیت سقط جنین، سلامت و جان زنان هنوز هم در معرض خطر سقط جنین پر خطر قرار دارد. بسیاری از دولتها سعی میکنند موانعی بر سر راه انجام سقط جنین قراردهند، مانند گذراندن دوره انتظار اجباری، تکمیل گزارش پلیس یا دیگر اسناد قانونی، اثبات اینکه حاملگی به خاطر مورد تجاوز قرار گرفتن محارم و غیر محارم صورت گرفته، اثبات ناتوانی جسمی یا وضعیت روانی نامناسب یا ارائه شواهدی که نشاندهنده ابتلا به عارضهای لاعلاج باشد. در میزان دسترسی به سقط جنین ایمن هم تفاوتهایی وجود دارد، میزان دسترسی در میان جوامع روستایی و فقیر بسیار کم است. به عنوان مثال در آمریکا در 83 درصد ایالتها نهادی وجود ندارد که امکان سقط جنین ایمن را فراهم کند (فدراسیون ملی سقط جنین، 1991)، دولت فدرال هزینه سقط جنین زنان بیبضاعت را نمیپردازد. در هند و زامبیا سقط جنین قانونی است اما هرساله میلیونها زن دست به دامن سقط جنین پر خطر و زیرزمینی میشوند زیرا امکان سقطجنین ایمن وجود ندارد (موسسه تحقیقی مکلورین، 1991). چین و هند پرجمعیتترین کشورهای جهانند و قوانین سقطجنین آزاد در این دو کشور اجرا میشود. ترجیح فرهنگی داشتن نوزاد پسر در این کشورها آنقدر قدرتمند است که زنان بعد از دانستن جنسیت نوزاد، در صورت دختر بودن آن سقط جنین میکنند.
فمینیستها و فعالان جنبش سلامت زنان از دهه 1970 ، دسترسی به سقطجنین ایمن را یکی از موضوعات اصلی مبارزاتشان ساخته اند و آن را در کنار حقوق، برابری، بهداشت دوران بارداری و حمایت از حقوق زن برای انتخاب سقط جنین به هر دلیلی چه پزشکی و چه اخلاقی مطرح میسازند..
پیشنوشت: متاسفانه تمام تلاشم برای پیدا کردن یک خانم که آشنا به مسائل پزشکی و در دسترس باشد به جایی نرسید، در مورد درست نوشتن اسامی داروها مطمئن نیستم اگر اشتباه کردهام متشکر میشوم تصحیح بفرمایید.
شیوههای سقط جنین
سقط جنین در سه ماهه اول بارداری معمولا از طریق دمیدن هوا انجام میشود. روشی که 5 تا 10 دقیقه طول میکشد. در این روند از موادی استفاده می کنند که سبب انقباض رحم میشود، با اتساع گردن رحم، نطفه از طریق مکش خارج میشود. در سالهای 1980و 1970 ، روشهایی پزشکی به وجود آمد که نیاز به جراحی نداشت، مانند RU 486 ( میفپرستون که به دنبال آن یک دوز پروستاگلندین* استفاده میشود) و کویناکرین (روشی که بر سر آن بحث و جدل بسیار است زیرا با اینکه بیخطر بودن آن اثبات نشده، در برخی کشورهای در حال توسعه به کار میرود). این داروها چه خورده شودند، چه در دهانه رحم استعمال شوند یا در عضله تزریق گردند، باعث انقباض رحم میشوند که در اثر آن رحم آنچه در خود دارد را بیرون میدهد. این اتفاق شبیه اتفاقی است که به هنگام سقط جنینهای غیرعمدی رخ میدهد.
در سقط جنین هایی که بعد از سه ماهه اول انجام میشود اغلب لازم است با استفاده از ابزاری تیز (curette) در بافت رحم برش ایجاد کنند و جنین را خارج کنند. سقط جنین دیرهنگام به صورت زایمان مصنوعی انجام میشود. از طریف یک سرنگ، مایع آمنیوتی را از رحم میکشند، سپس دارو ، پروستاگلندین، محلول نمکی، اوره، یا ترکیبی از آن در رحم تزریق میشود تا انقباض ایجاد کنند.
در شیوههایی که در ابتدای بارداری – حاملگیهای بین شش تا هشت هفته- به کار می روند، روش دمیدن هوا به صورت دستی (manual vacuum aspiration (MVI)) را میتوان در بیمارستان و یا در مراکز بهداشت به کار برد بیآنکه خطری داشته باشد، که البته این عمل باید به دست افراد آموزشدیدهای مانند پرستارانی که در رابطه با مامایی و بیماریهای زنان آموزش دیدهاند، ماما ها، پیراپزشکان، یا پزشکان صورت گیرد. ام، وی، ای را میتوان با هزینه اندک و به طور سرپایی انجام داد (Rosenfield, 1992).
بسیاری از زنان چون به روشهای قابل اطمینان پیشگیری از بارداری دسترسی ندارند، سقط جینین را یکی از روشهای تنظیم خانواده میدانند. آنان روشهای موجود را قابل اعتماد نمیدانند، یا از اثرات جانبی آن در هراسند، و یا احساس میکنند استفاده از این روشهای پیشگیری از بارداری روابط جنسی آنهارا تضعیف می نماید. به دلایل بسیار، سقط جنین می تواند بهترین روشی پاسخگوی نیازهای زن در دورهای خاص از زندگیاش باشد. بسیاری از طرفداران سلامت زنان معتقدند خط فاصل ایدیولوژیکی که بین "تنظیم خانواده" و "سقط جنین" کشیدهاند دیگر معنا ندارد. این افراد به دنبال ایجاد سیستمی جامع، کلینگر در رابطه با مراقبت بهداشتی دوران بارداری هستند و از دولتها میخواهند که سقط جنین ایمن و بیخطر به عنوان بخشی از یک برنامه فراگیر خدمات بهداشتی در روابط جنسی و دوران بارداری در دسترس همه زنها باشد (Dixon-Mueller, 1993).
*پروستاگلندین ها ترکیباتی شبه هورمونی هستند که از اسیدهای چرب غیر اشباع ساخته شده اند.
هر ساله در جهان چهل تا پنجاه میلیون سقط جنین از طریق مصرف دارو صورت میگیرد. علاوه براین تعداد نامعلومی از زنان اقدام به سقط می کنند که موفق نیست. اگر چه اکثر سقط جنینها در شرایط بیخطر انجام میشود، اما سالانه حدود 15 میلیون سقط به طور زیرزمینی در کشورهایی صورت میگیرد که این عمل در آنجا ممنوع است یا محدودیتهایی دارد. سقط جنین زیرزمینی معمولا خطرناک است و هزینههای اجتماعی زیادی دربردارد(Alan Guttmacher Institute, 1994). در طول تاریخ زنان سقط را به عنوان روشی برای خاتمه بخشیدن به حاملگیهای ناخواسته یا حاملگی در زمان نامناسب به کار بردهاند. مردمشناسان شیوههای مختلف سقط جنین، شامل ماساژ شدید شکم، قرار دادن چوب یا شئی در دهانه رحم، خوردن بعضی گیاهان، را ثبت کردهاند. (Devereux, 1975). این شیوهها هنوز هم در کشورهای توسعه یافته (" در شمال کره زمین") و در حال توسعه )"در جنوب کره زمین" یا جهان سوم( و بیشتر در کشورهایی که انجام سقط توسط افراد متخصص غیر قانونی یا غیر قابل دسترسی است، به کار میرود.
سیاستهای جهانی سقط جنین
تمام دولتها محدودیتهای قانونی برای سقط جنین قائلند. در سال 1994، سقط جنین در شانزده کشور شامل، شیلی، ایرلند، فیلیپین، مصر، موریتانی، هندوراس، و جمهوری دومینیکن غیر قانونی اعلام شد. ( البته از میان این شانزده کشور، تنها کشور شیلی بود که سقط را تحت هرگونه شرایطی ممنوع اعلام کرد، در پانزده کشور دیگر، دستکم به حرف، به خاطر نجات جان مادر، امکان سقط با اخذ مجوز قانونی ممکن میشد.) اکثر کشورها- 173 کشور در سال 1994، حداقل در مواردی که جان زن در خطر باشد، اجازه سقط جنین میدهند. چهل و یک کشور که 38 درصد جمعیت جهان را در خود جای میدهد، "بنا به درخواست" اجازه سقط صادر میشود. اگرچه در این کشورها هم محدودیتهایی اعمال میگردد، مانند مدتی که از بارداری گذشته، یا توانایی پرداخت هزینهها (سازمان ملل، 1994).
در سالهای 1950 ، سقط جنین در اکثر کشورهای جهان، به جز چند کشور اروپایی، اتحاد جماهیر شوروی، و ژاپن، به شدت محدود شد. بسیاری از مستعمرههای سابق، بعد از استقلال یافتن قوانین محکمی که کشور استعمارگر علیه سقط جنین وضع کرده بود، حفظ نمودند. هنوز در اکثر کشورهای آمریکای لاتین، بعضی کشورهای آفریقایی، و جهان عرب، سقط جنین تنها با اجازه قانون و تنها با هدف نجات جان زن انجام میشود (Cook,1989; Dixon-Mueller, 1990) .
در سالهای 1980 و 1990، بعد از به رسمیت شناختن خطرات ناشی از سقط جنینی که در شرایط پرخطر و ناامن صورت می گیرد و آشکار شدن تاثیرات آن بر سلامتی زنان، قوانین سقط جنین هم در کشورهای توسعه یافته و هم در کشورهای در حال توسعه آزادتر شد. از سال 1988، پنج کشور اروپایی شامل شش کشور از کشورهای بلوک شرق، و پنج کشور در حال توسعه محدودیتهای حاکم بر قوانین سقط جنین را کمتر کردند(Henshaw, 1994). در کشورهایی مثل کوبا، کانادا، آمریکا، بسیاری از کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق، روسیه، سنگاپور، کره جنوبی، تونس، و ترکیه ، قوانین سقط جنین با کمترین میزان محدودیت روبه روست.
اگر چه همزمان با ادامه روند مشروعیت بخشی به سقط جنین، بعضی گروههای مذهبی صاحب قدرت، همراه با قدرت گرفتن جنبش حق حیات (right-to-life movement) که کارش را در آمریکا آغاز کرد و سپس دامنه فعالیتهایش به کشورهایی مثل شوروی سابق، و کشورهای بلوک شرق، استرالیا، و بسیاری کشورهای در حال توسعه رساند، به دنبال ممنوع ساختن و غیر قانونی اعلام کردن تمام اشکال سقط جنین هستند. عدهای از آنان حتا با استفاده از روشهای جلوگیری از بارداری نیز مخالف می کنند.
خارج از فضاهای آموزشی، سازمانهای اجتماعی نیز حکم صادر میکنند که "زنان هوشمند" برای مردان جذاب نیستند . این باور حاکم بر بسیاری از فرهنگهاست. به همین دلیل زنان خود تمایل به "پنهان ساختن دانایی" شان و کتمان تواناییهایشان دارند. به شکلی هوشمندانه، کدهای غالب بر گفتار و رفتار زنان، اغلب مردان را باهوشتر و داناتر نشان میدهد. به زنان نصیحت میکنند که سوال بپرسند (به این طریق مردان داناتر به نظر خواهند رسید) از نظر مردان پیرون کنند، و از مردان در جمع انتقاد نکنند (Spender, 1980 ( .
ویرجینیا ولف، نویسنده انگلیسی به هنگام نوشتن از زنان این نکته را این گونه شرح داد:"تمام قرنهایی که گذشت همچون آینهای جادویی بود که چهره مردان را دو برابر اندازه واقعی اش نشان میداد." (ولف، 1982) . هرچند این امر را گاهی همدستی بین کسانی میدانند که بر حق زنان در جهت استفاده از تمام تواناییشان اصرار دارند و معتقدند باید برای دستاوردهای زنان ارزش و اعتبار قائل شد (Jeffrey & Basu,1996) .
بعد از انقلاب اطلاعات، در بعضی کشورها نشانههایی پدید آمد مبنی بر اینکه زنان باید برای تحقق کامل تواناییهای بالقوه و همچنین قدرت خلاقه و قابلیت ذهنی شان آزاد باشند، زیرا تواناییهای آنان منبع سرمایه به حساب میآید (Spender,2001).
ناتوانی
واژه ناتوانی بر معلولیت جسمی، و ذهنی اطلاق میگردد. واژهای محدود کننده است که نشان میدهد باید در راستای رفع آن تلاش شود. ناتوانی نشاندهنده نقص است و میتواند بسیاری از فرمهای تبعیض را موجه جلوه دهد. برای مواجهه با معانی منفی ناتوانی، واژه "توان باوری" (Ableism) و واژه "توانمندی به شکلی متفاوت" را ارائه کردهاند که نشان میدهد دامنه تواناییها در انسانها بسیار گسترده است.
سیاست اجتماعی که بر مدار برابری حرکت میکند از رشد کامل توانایی در هر فرد حمایت میکند، به عنوان مثال از تمرینها و ابزارهایی چون کتابهایی با چاپ درشت، نرمافزارهایی که با صدا فعال میشوند و دیگر امکانات فیزیکی استفاده می کند تا به همه اجازه دهد با کمک ابزار مورد نیازشان محیط پیرامونشان را بسازند.
انقلاب اطلاعات همچنین موقعیتهای جدید در اختیار کسانی قرار می دهد که دارای توانمندیهای متفاوت هستند تا آنها نیز بتوانند کار با رایانه را یاد بگیرند و از آن اسنتفاده کنند.
توانایی مفهوم گستردهای است اما در جهان غرب اصولا توانایی عقلانی را نشان میدهد (همانطور که ناتوانی (Disability) نشاندهنده معلولیت و نقص جسمی و ذهنی است.) بر اساس تحلیلی فمینیستی، به خاطر این الزام سنتی که مردها باید رهبر باشند- و دستاوردهایشان باید موجه جلوه کند، یا چون امتیازات بیشتری دارند- مدیریت توانایی فکری، در تعیین روابط بین دو جنسیت، نقشی حیاتی ایفا میکند.
در اکثر جوامع، بر مردها واجب است که باهوشتر از زنها دیده شوند، و تحقق این امر مستلزم ایجاد فرمهایی خاص در سازماندهی اجتماع است. این ادعا که زنان نباید به اندازه مردان توانا باشند به ایجاد نظامها و باورهایی منجر شده است، که باعث میشود زنان نتوانند به اندازه همتایان مرد خود، توانا جلوه کنند. ابن اعتقاد را می شود در وضعیت زنان رنگین پوست، به طور خاص مشاهده کرد (Robinson, 1998).
به عنوان مثال، با منع زنان از تحصیل، می شود آنان را موجوداتی نادان نشان داد و از این طریق توانایی برتر و فرضی مردان را به اثبات رساند (Mackinnon, 1997). در واقع تمامی کشورها، آموزش زنان را در بعضی عرصه ها محدود میکنند ( براساس آمار سازمان ملل در سال 2000، زنان ⅔ جمعیت بیسوادان جهان را تشکیل میدهند)، اما ظاهرا طالبان در افغانسنتان تنها رژیمی است (مترجم: در زمان چاپ این کناب طالبان رژیم حاکم بر کل افغانستان بود) که هم تحصیل و هم اشتغال زنان را ممنوع ساخته است.
در طول تاریخ، توضیحات مختلفی درباره ناتوانی فرضی زنان ارائه شده است. بعضی پایه مذهبی دارند، برخی دیگر به ویژگی های فیزیکی مربوط میشوند، مثلا مسائلی که مربوط به تولید مثل و دستگاه تناسلی میشود یا اندازه مغز. در قرن نوزدهم بودند کسانی که اصرار داشتند زنان نباید از توانایی ذهنیشان استفاده کنند زیرا این کار به سلامت دستگاه تناسلی و قدرت تولید مثلشان ضربه میزند. بعد از اینکه اثبات شد مغز زنان در مقایسه با اندازه بدنشان، بزرگتر از مغز مردان است، استدلالات و بحثها درباره ناتوانی زنان به دلیل کوچکی مغزشان بیاعتبار گشت (Kern, 1996; Schebinger, 1989) اما نظریات درمورد تاثیر استفاده از توانایی فکری بر دستگاه تولید مثل، هورمونها و اندازه مغز هنوز هم به کار میرود.
در جوامع غربی، جایی که بیش از یک قرن است مبارزه برای دستیابی به حقوق برابر در جریان است، دختران بهتر میتوانند تواناییهایشان را نشان بدهند، معمولا بیشتر در مدرسه میمانند و بیش از پسران وارد کالجها و دانشگاهها میشوند.
در جاهایی که زنان توانستهاند وارد موسسات آموزشی شوند، اغلب عملکردشان را به شکلی اصولی و حساب شده وارونه جلوه دادهاند تا این موضوع چالشی علیه مردان به حساب نیاید. به عنوان مثال در بعضی کشورها آموزش زنان به یک جنبه خاص محدود میشود، مثلا آموزش خانهداری. مری ولستونکرافت (1759-1797)، که یکی از اولین قهرمانان مبارزه برای دستیابی به موقعیت تحصیلی برابر بود، به شدت از نظامی انتقاد می نمود که پسران را برای رویارویی با جهان، و دختران را برای ارضا مردان تربیت می کند (1978).
مثال دیگر دربرگیرنده رشتههای دانشگاهی است که از ارزش بیشتری برخوردار است و در آنها توانایی دختران را کمتر از پسران میدانند، به عنوان مثال رشتههای ریاضی، مهندسی، یا علوم کامپیوتر. هرچند در قرن هجده، وقتی ریاضیات خیلی مهم تلقی نمیشد زنان را قادر به کار با اعداد میدانستند(Schiebinger, 1989) و این باور که زنان نمیتوانند ریاضی بیاموزند در قرن بیست شکل گرفت. در بعضی جوامع، (سنگاپور، مالزی و هند) زنان خبره علم کامپیوتر و تکنولوژی اطلاعات هستند، در حالی که در جهان غرب تعداد زنان در این رشتهها رو به کاهش است.
امتحانات و آزمونها نیز به نفع مردان طرح میشوند. تستهای IQ ، آزمونهای تعیین استعداد درسی در آمریکا، امتحانات "Eleven Plus" در انگلیس، و دیگر فرمهای امتحانات عمومی ملاک این داوری قرار گرفتهاند (Castro and Garcia, 1975: Mensh and Mensh, 1991).